تماس با ما     درباره ما

سه شنبه - 1396/12/1
نسخه چاپی
بر ساحل سخاوت
« خبر عمومی »             شنبه، 1392/7/13 *** 10:27:16             تعداد بازدید: 1626

هر یک از امامان معصوم علیهم السلام دارای لقب و شهرتی مخصوص به خود می باشند؛ و این القاب نشأت گرفته از خصلتی نفسانی در ایشان بوده که در رفتار و کردار اهل بیت پیامبر علیهم السلام جلوه نمایی کرده است. امام محمد بن علی التقی علیهماالسلام ملقب به « جواد » بود. این لقب از آن سوی به ایشان داده شد که ایشان در طول عمر کوتاه اما با برکت خویش به درخواست کنندگان پاسخ مثبت داده و آنها را از درگاه کرمش ناامید بر نمی گرداند

. از این رو شاعر عرب زبان در مدح ایشان چنین تعبیر کرده است:

«الفائق فى الجود على الأجواد»

آن حضرت‏ ‏ در بخشش،‏ بر همه‏ بخشندگان فایق‏ و غالب‏ است‏ ‏. که این‏ به‏ كثرت‏ عطاى‏ او اشاره دارد؛ چنانچه روایت كرده‏اند كه آن حضرت در عطا و بخشش سرآمد روزگار بود تا به غایتى كه او را جواد لقب كرده‏اند. بحر از عطاى او قطره و باران از كرم او بهره داشت. در وقت حاجات پناه ضعیفان بود و در عطیّات ملاذ سائلان.

«مانح العطایا و الأوفاد لعامّة العباد»

آن حضرت از براى عامّه بندگان خداى تعالى، بخشنده عطیه‏ها و بخششهاست.

و این به عموم عطاى آن حضرت اشاره دارد، چنانچه روایت كرده‏اند كه هرگز آستانه آن حضرت از سائلان و حاجت خواهان خالى نبود؛ و آن حضرت بر روى عامّه خلایق ابواب عطا و كرم برگشودى و هیچ آفریده از درگاه احسان او محروم بازنمی گشت و از عرب و عجم مردمان بر كنار خوان او می آمدند.[1]

 

جود بی نهایت

هر کسی به اندازه شأن و منزلت خویش به دیگران می بخشد. اما در مورد اهل بیت علیهم السلام چنین نیست. نه اینکه ایشان در بخشش به دیگران دریغ نمایند؛ بلکه مقام ایشان بالاتر از عطایای مادی است که به چنین متاع ناچیز دنیایی حق ایشان ادا شود.

هر کسی به اندازه شأن و منزلت خویش به دیگران می بخشد. اما در مورد اهل بیت علیهم السلام چنین نیست. نه اینکه ایشان در بخشش به دیگران دریغ نمایند؛ بلکه مقام ایشان بالاتر از عطایای مادی است که به چنین متاع ناچیز دنیایی حق ایشان ادا شود

از همین روی در روایت است وقتی سائلی و محتاجی از حضرت جواد علیه السلام تقاضا کرد که به اندازه منزلت امام به او عطا کند حضرت در جواب گفت: این امکان ندارد.

اربلی گفته است: مردی خدمت امام جواد علیه السلام رسید و به حضرت عرض کرد: به اندازه مروت و مردانگی ات، چیزی به من عطا کن! حضرت فرمود: به آن اندازه در توانم نیست؛ سائل عرض کرد: به اندازه خودم به من عطا فرما. حضرت فرمود: با این مقدار آری البته! ای غلام یکصد دینار به او بپرداز.[2]

 

بخشش مالی امام

امام‏ رضا علیه السّلام به امام جواد علیه السّلام نوشت: یا أبا جعفر بلغنی‏ أنّ‏ الموالی‏ إذا ركبت‏ أخرجوك‏ من‏ الباب‏ الصغیر، فإنّما ذلك‏ من‏ بخل‏ بهم‏ لئلّا ینال‏ منك‏ أحد خیرا، فأسألك‏ بحقّی‏ علیك‏ لا یك‏ مدخلك‏ و مخرجك‏ إلّا من‏ الباب‏ الكبیر...[3]

اى ابا جعفر! شنیده‏ام هنگامى كه سوار مركب مى‏شوى (و قصد بیرون رفتن دارى) غلامان از روى بخل، تو را از در كوچك بیرون مى‏برند، كه مبادا كسى از تو خیرى بیند، به حقّى كه من بر تو دارم از تو مى‏خواهم كه رفت و آمدت جز از در بزرگ نباشد، و هر گاه قصد سوار شدن و بیرون رفتن دارى، با تو كیسه‏هاى درهم و دینار باشد، كه كسى چیزى از تو نخواهد مگر اینكه به او عطا كنى، و اگر در بستگانت كسى از تو طلب و درخواست كمك نمود، مبادا از پنجاه دینار كمتر به او ببخشى، و افزون بر پنجاه را خود دانى، و اگر از عمّه‏زادگانت زنى از تو مالى طلب كرد، مبادا از بیست و پنج دینار به او كمتر ببخشى، و افزون بر آن را خود دانى، من مى‏خواهم كه خداوند به تو برترى دهد، انفاق‏ كن و از خدا مترس از اینكه بر تو تنگ گیرد و تهیدست شوى.[4]

 

انفاق

 

نمونه هایی از بخشش مالی

نمونه اول: عن‏ إسماعیل‏ بن‏ عباس‏ الهاشمی‏، قال‏: جئت‏ إلى‏ أبی‏ جعفر علیه‏ السلام‏ یوم‏ عید فشكوت‏ إلیه‏ ضیق‏ المعاش‏ فرفع‏ المصلّى‏، فأخذ من‏ التراب‏ سبیكة من‏ ذهب‏ فأعطانیها، فخرجت‏ بها إلى السوق فكان فیها ستة عشر مثقالا من الذهب.[5]

اسماعیل بن عباس هاشمى مى‏گوید: روز عیدى بود كه خدمت امام جواد- علیه السّلام- رسیدم و نزد آن حضرت در باره تنگى زندگى و معاش، نالیدم. حضرت سجّاده‏اش را بلند كرد و از خاك، تكه طلایى بیرون آورد، و به من داد. آن را به بازار بردم به اندازه شانزده مثقال طلا بود.[6]

نمونه دوم: احمد بن‏ حدید گفت:‏ با قافله‏ بعنوان‏ برگزارى‏ حج‏ خارج‏ شدم‏. دزدها سر راه بر ما گرفتند و اموالمان را بردند. وارد مدینه كه شدم حضرت جواد علیه السّلام را در بین راه دیدم در خدمت آن جناب بمنزلش رفتم. جریان را عرض كردم مقدارى لباس برایم دستور داد بیاورند و پولى نیز داد، فرمود: بین دوستان خود تقسیم كن به نسبت مقدارى كه دزد از آنها برده. من تقسیم كردم دیدم آن پول كاملا مساوى با همان مقدارى بود كه از آنها دزدیده بودند.[7]

نمونه سوم: عن أبی النصر أحمد بن سعید، قال لی منخل ابن علی: لقیت محمد بن علی علیهما السّلام بسرّمن‏رأى، فسألته النفقة إلى بیت المقدّس؟ فأعطانی مائة دینار.[8]

منخل گوید: در سامرا محمد بن علی الجواد علیهماالسّلام را ملاقات کردم. از ایشان تقاضای نفقه برای سفر به بیت المقدس نمودم. حضرت صد دینار به من عطا فرمودند.

هرگز آستانه آن حضرت از سائلان و حاجت خواهان خالى نبود؛ و آن حضرت بر روى عامّه خلایق ابواب عطا و كرم برگشودى و هیچ آفریده از درگاه احسان او محروم بازنمی گشت و از عرب و عجم مردمان بر كنار خوان او می آمدند

بخشش غیر مالی امام

حسن بن على وشّاء مى‏گوید: در قریه‏اى نزدیك مدینه به نام «صریا» با امام جواد علیه السّلام در اطاقى نشسته بودیم كه حضرت برخاست و به من فرمود: از جایت حركت نكن. با خود گفتم: مى‏خواستم پیراهنى از لباسهاى امام رضا- علیه السّلام- را از او بگیرم ولى موفق نشدم. اما وقتى كه امام جواد- علیه السّلام- برگشت از او آن‏ را در خواست مى‏كنم.

قبل از اینكه من طلبم را عرضه بدارم و امام برگردد. پیراهن را توسط شخصى برایم فرستاد و قاصد گفت؛ امام فرمود: این یكى از لباسهاى امام رضا علیه السّلام است كه در آن نماز مى‏گزارده است‏.[9]

چند نکته ظریف در این روایت وجود دارد: برآورده کردن درخواست حسن بن علی بدون آنکه وی تقاضایش را به زبان آورد. و این نشان از دانستن امام جواد علیه السّلام از حوائج نیازمندان است.

دیگر آنکه امام با واسطه بخشیدند شاید این نحو از بخشش به این منظور بوده است تا شخص سائل خجالت نکشد. و این سیره اخلاقی معصومین علیهم السّلام است.

سوم اینکه حضرت بهتر از خواست سائل را به او عطا کرد زیرا وی آنچه خواسته اش بود صرف یک پیراهن از امام رضا علیه السّلام بود؛ اما حضرت جواد علیه السّلام پیراهنی که مخصوص نماز خواندن پدرش بود را به او بخشید.

 

پی نوشت:

[1] . وسیلة الخادم إلى المخدوم، الخنجی، ص : 249

[2] . حسین سجادی تبار و دیگران، فرهنگ جامع سخنان امام جواد علیه السلام، ترجمه مسلم صاحبی، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چاپ دوم، بهار 90، ص261

[3] . كلینى، محمد بن یعقوب، الكافی، 15جلد، دار الحدیث - قم، چاپ: اول، ق‏1429. ج‏7، ص312

[4] . طبرسى، على بن حسن - محمدى، عبد الله و هوشمند، مهدى، مشكاة الأنوار / ترجمه هوشمند و محمدى، 1جلد، دار الثقلین - قم، چاپ: اول، 1379ش، ص491

[5] . ابن حمزه طوسى، محمد بن على، الثاقب فی المناقب، 1جلد، انصاریان - ایران ؛ قم، چاپ: سوم، 1419 ق، ص 526

[6] . قطب الدین راوندى، محرمى، غلام حسن، جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام (ترجمه الخرائج و الجرائج)، 1جلد، دفتر انتشارات اسلامى - ایران ؛ قم، ص : 308

[7] . علامه مجلسى، زندگانى حضرت جواد و عسكریین علیهم السلام، ترجمه بحارالأنوار، مترجم: موسى خسروى‏، تهران‏: اسلامیة، چاپ: دوم، ‏1364 ش‏، ص 32

[8] .خزعلی، ابوالقاسم، موسوعه امام جواد علیه السلام، قم‏: مۆسسة ولى العصر عجّل الله تعالى فرجه الشریف‏، چاپ: اوّل‏، 1419 ق،‏ ج‏1، ص412

[9]. قطب الدین راوندى، محرمى، ص : 308- 309

منبع تبیان نت

سید روح الله علوی              

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


تا کنون هیچ نظری برای این خبر ثبت نشده است!


فرم ثبت نظر
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
نظر:(*)
حروف تصویر: captcha

شماره پیامک
آمار بازید:
پیوندها